سکون و هدایت ، تحلیلی پدیدارشناسانه از سوره کهف بر پایه بوطیقای گاستون باشلا ر

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان

استادیار گرو زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجه دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

10.22034/alls.2026.23212.1171

چکیده

سوره کهف با روایت داستان اصحاب کهف، زمینهای برای انتقال پیا مهای هدایت و رشد معنوی
انسان فراهم میکند. این پژوهش با هدف تحلیل ساختار فضامند و تجربه درونی انسان در سوره
کهف، از رویکرد پدیدارشناختی بهره گرفته و چارچوب بوطیقای گاستون باشلار را مبنای تحلیل
قرار داده است. مطالعه بر چهار مؤلفه شاخص باشلار، شامل خانه و آشیان، صدف، دیالکتیک
درون و برون و بیکرانگی درون، متمرکز است تا تبیین کند که محیطهای محدود و پناهگاهی
داستان اصحاب کهف چگونه امکان تمرکز در عبادت، آرامش درونی و درک هدایت الهی را فراهم
م یکنند . روش پژوهش، کیفی  تحلیلی است و در آن، آیات ۹ تا ۲۶ سوره کهف تحلیل شده و
نمونهها بر اساس چهار مؤلفه یادشده دستهبندی و بررسی شد هاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد
که غار بهعنوان فضای پناه، از طریق تعامل میان درون و برون و تجربه بیکرانگی درون، در
چارچوب فضامندی تخیلی باشلار، نقش مؤثری در انتقال پیام هدایت و رشد معنوی انسان دارد.
سوره کهف با بهر هگیری از ساختار فضامند خود، تجربه درونی و حضور ذهن معنوی انسان را
شکل میدهد و زمینه همذاتپنداری با شخصیتها و درک حکمت الهی را فراهم میسازد.
همچنین، فضاهای محدود و پناهگاهی داستان اصحاب کهف با ایجاد سکون و تمرکز ذهنی، در
فرایند هدایت انسان کارکردی معنادار دارند. بر این اساس، چارچوب پدیدارشناسانه باشلار ظرفیت
مناسبی برای تبیین تجربه درونی و حضور معنوی انسان در متون دینی فراهم میآور د

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [العربیة]

السکینة والهدایة: قراءة ظاهراتیة فی سورة الکهف على ضوء شعریة غاستون باشلار

نویسندگان [العربیة]

  • شیوا صادقی
  • محمد رضا بیگی
أستاذ مساعد فی قسم اللغة والأدب العربی بکلیة الآداب واللغات الأجنبیة، جامعة بیام نور، طهران، إیران.
چکیده [العربیة]

تُوفّر سورة الکهف، عبر سردها لقصّة أصحاب الکهف، أرضیةً خصبةً لنقل رسائل الهدایة والنضج الروحی للإنسان. تهدف هذه الدراسة إلى تحلیل البنیة المکانیة والتجربة الذاتیة الباطنة للإنسان فی سورة الکهف من منظور المنهج الظاهراتی (الفینومینولوجی)، متخذةً من أطروحة «شعریة المکان» لغاستون باشلار إطارًا نظریًا للتحلیل. یُرکّز البحث على أربعة عناصر باشلاریة رئیسة هی: «البیت والعش»، «الصدفة/القوقعة»، «جدلیة الداخل والخارج»، و«الامتداد الباطنی/اللا نهائیة الداخلیة»؛ وذلک لتبیان کیف تُتیح الفضاءات المغلقة والملاذات الآمنة فی قصة أصحاب الکهف إمکانیة التبتل والترکیز فی العبادة، واستشعار السکینة الداخلیة، وإدراک معالم الهدایة الإلهیة. اعتمدت الدراسة المنهج الوصفی التحلیلی؛ حیث جرى تحلیل الآیات (9–26) من سورة الکهف وتصنیف الشواهد القرآنیة ومقاربتها وفق العناصر الأربعة المذکورة. وتُظهر النتائج أن الکهف، بوصفه فضاءً للاحتماء واللجوء، یؤدی دورًا فاعلًا فی نقل رسالة الهدایة والسمو الروحی من خلال التفاعل الخلّاق بین الداخل والخارج وخوض تجربة اللانهائیة الباطنیة فی سیاق الفضائیة التخیّلیة عند باشلار. کما تُسهم البنیة المکانیة للسورة فی صیاغة التجربة الجوانیة والحضور الروحی الواعی، وتُهیئ السبیل للتماهی مع شخوص القصة واستبطان الحکمة الإلهیة. ویُثبت التحلیل أن الأمکنة المحدودة والحامیة تؤدی وظیفة دلالیة ومعنویة بارزة فی مسار الهدایة عبر إرساء السکون والترکیز الذهنی، مما یؤکد أن الإطار الظاهراتی لباشلار یمتلک طاقة تفسیریة عالیة لمقاربة التجربة الداخلیة والحضور الروحی فی النصوص الدینیة والمقدسة.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • سورة الکهف
  • الظاهراتیة
  • شعریة المکان
  • غاستون باشلار